تبليغاتX





مجموعه جوک دسته اول! 

ترکه ميخاست بره تهران يه مگس اونو اذيت ميكرده

ترکه هم مگس رو ميگيره تو دستش تا وقتی که برسن به تهران

اونجا تهران كه ميرسه مگس رو ول ميكنه

ميگه حالا از تهران تا اردبيل پياده برو تا بفهمي مردم آزاري يعني چي

 

 

يه شخصي از خيابون رد ميشده ، ميبينه يه بچه اصفهاني نشسته كنار خيابون گريه ميكنه. جلو ميره و ميگه چي شده عزيزم ، پسر بچه ميگه سكه 25 توماني ام را گم كرده ام. مرد ميگه اينكه گريه نداره بيا اين25 توماني مال تو! بچه باز هم به گريه كردن ادامه ميده < مرد ميپرسه ديگه چيه ؟ بچه ميگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان 50 تومن پول داشتم

 

به تركه ميگن يه جوك بگو . ميگه :خيار........ ميگن چه بي نمك! ميگه: خيارشور

 

تركه يك قلاده بسته بوده گردن يك تمساحِ لندهور، داشته واسه خودش تو خيابون راه ميرفته. يارو افسره مياد جلوشو ميگيره، ميگه: مردك اين چيه با خودت راه انداختي تو خيابون؟! اينو بايد ببري باغ‌ وحش. تركه ميگه: والله جناب سروان، ديروز برده بودمش باغ‌وحش، امروز بهش قول دادم ببرمش سينما

 

يه روز از يه شيرازي ميپرسن که راسته که شيرازي‌ها حرف دومشون هميشه فحشه؟ شيرازيه ميگه: کدوم بي‌شرفي اين حرف رو زده

 

 

تركه سوار يه خره عكس ميگيره. عكس رو ميفرسته براي مادرش،‌ زير عكسه

مينويسه: سلام بر ننم،‌ بالايي منم

 

 

مى خاست بفروشه ، يك دفه يك معتاد شیرازی از راه رسيد گفت اين ميمون چنده ، مرده گفت اقا اين خرگوشه نه ميمون ، مرده گفت من كه از شما سوال نكردم از از خرگوشه سوال كردم

 

یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش به پیکنیک می رن که برای نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب می بره که پدره داد می زنه خانوم دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن بچه رو آب برد

 

يه روز يه مردي يه مارمولکي له مي کنه مارمولک بلند ميشه و مي گه :پهلوانان نمي ميرند

 

اصفهانیه در حال مرگ بوده از زنش می پرسه محمد کجاست ؟ زنش میگه : همین جا کنارت نشسته . میگه علی کجاست ؟ زنش میگه اونطرفت نشسته . میگه حامد کجاست ؟ میگه اونم همین جاست . یهو داد می زنه پس برای چی چراغ اون اتاق بی خودی روشنه

 

تركه كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!

 

تركه ساعت سه نصفِ شب زنگ ميزنه صدا و سيما، ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان آقاي خامنه‌اي خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي احتمالاً بايد خواب باشن. تركه ميگه: معذرت ميخوام؛ ولي آقاي رفسنجاني چي، ايشون هم خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي يحتمل ايشون هم خواب باشن. تركه ميگه: ببخشيد ولي آقاي خاتمي چي؟ يارو ميگه: احتمالاً ايشون هم ‍خواب هستن چطور؟ تركه ميگه: پس دمت گرم حالا كه همه اينا خوابن يه شو هندي بذار حال كنيم

 

يه روز يه اصفهانيه يه 25 تومني رو تو دستش هي فشار ميداده که دستش عرق ميکنه بعد دستش رو باز ميکنه به 25 تومني ميگه اگه تا فردا هم گريه کني خرجت نميکنم

 

وسط اردبيل يه چاهي بوده، ‌هي ملت مي‌افتادن توش،‌زخم و زيلي مي‌شدن. ميان تو شهرداري يك جلسه برگذار مي‌كنن كه واسه اين مشكل يك راه حلي پيدا كنن. يكي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يك آمبولانس مي‌گذاريم بغل اين چاه، ‌هركي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا مي‌كشن..آفرين! ايول! دمت گرم! يك مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق كه همتون نفهميد! آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي چي‌كار كنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي حال مي‌كنن، كف مي‌زنن سوت مي‌كشن، كه ايول بابا تو چه مخي داري! يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن خر، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چي بشه؟ مردم تعجب مي‌كنن،‌ميگن: خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو پر مي‌كنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه مي‌زنيم

 

تركه مي گن با انجام جمله بساز ميگه:من را از بازي كشيدن بيرون يك ان جام گذاشتن

 

از 5 راه ميشه تشخيص داد يه نفر اصفهانيه ، اول اينكه همشون زيرشلواري آبي راه راه مي پوشن ( البته شايد با خوندن اين مطلب سريع اونو عوض كنن ) ، دوم اينكه با خوردن هر قلوب نوشابه نگاهي به شيشه ميكنن به كجا رسيده ، سوم اينكه تا در بستني رو باز ميكنن سريع يه ليس به درش ميزنن ، چهارم اينكه وقتي براشون مهمون مياد دم در مي ايستند و به جاي اينكه بگويند بفرمائيد تو ميگن چرا نمياي تو ، پنجم اينكه من اصفهاني نيستم ، ولي چرا اين كار ها رو ميكنم

 

از عربه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه

 

تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

 

به یه ترکه میگن میذاری بچه ات بره دانشگاه؟ میگه اگر به درسش لطمه نزنه آره!!!

 

به یه ترکه گفتند :شما لهجه دارید؟؟

گفت نه والا .میخوای........ بیا بگرد

 

به ترکه میگن تا حالا در زندگیت ریسک کردی ؟ میگه:آره یه بار اسهال گرفته بودم گوزیدم

 

از ترکه میپرسن اگه سردت بشه چیکار میکنی؟؟

میرم میرم بغل بخاری

میگن اگه خیلی سردت بشه چی؟

میگه میچسبم به بخاری

میگن اگه خیلی خیلی سردت بشه چی؟

میگه ایلده بخاری رو روشن میکنم

 

ترکه داشته پوست پرتغال رو با چاقو میگرفته با خودش میگه: خدا کنه توش موز باشه

 

یه معتاد شیرازی روی دستگاه پیغام گیر خونش پیام گذاشته بود:

هشتم......ولی خشته ام....

 

یکی میره مهمونی خونه ی ترکه

ترکه بهش میگه آب میخوای یا رادیو روشن کنم

 

به ترکه میگن چرا ترک شدی میگه حواسم نبود

 

در زمان شاه یکی از روستاییان ترک بهمراه الاغ خود وارد شهر شده و الاغ خود را به دست مجسمه ی شاه بسته وبه او سفارش می کند که از الاغ مراقبت کند.

پس از بازگشت با دیدن نبود الاغ مجسمه را تکه تکه میکند .

مامورین اورا بازجویی میکنند. ترکه میگه این نفهم بهش گفتم مراقب الاغم باش

 

این واقعیت است .

در یکی از روستاهای ترک نشین بیجار مجلس عزاداری شبانه در مسجد برگزار میگردد.

از قضا برق روستا قطع شده و مردم چراغ های توری آورده وبر روی پنکه ی سقفی آویزان میکنند.

از عقل کاملشان وقتی برق می آید پنکه شروع به چرخیدن میکند و آتش مسجد را فرا میگیرد

 

یه بار یه رشتیه میبینه یه ترکه داره رو زمین سینه خیز میره بعد میگه : اوووو,خرمولک!

 

ترکه میره تو بیابون یه لاهاف کرسی می اندازه رو خودش. یکی داشته از اونجا رد می شده بهش می گه : آقا شما ترکی؟ ترکه می گه : از زیر لاهاف هم معلوومه؟

 

ترکه سی دی خش دار داشته. ازش می پرسن چرا سی دیت اینقدر خش داره؟ میگه : آهنگای قشنگشو علامت زدم

 

یه بار یه بچه داشته از ساختمون بیست طبقه میفتاده پایین,مردم هم اونجا جمع شده بودند.یه دروازه بان از اونجا ردمی شده بعددروازه بانه شیرجه میزنه روهوا بچه رو میقاپه بعدجو میگیرتش شوتش میکنه!

 

یه بار به غضنفر یه انگشت نشون میدن میگن این چندتاست.میگه یکی.بعدش ده تا انگشت رو بهش نشون میدن میگن این چندتاست؟میگه وای چقدر یک!

 

به يه تركه ميگن يه نقاشي غمگين بكش :يه بربري مي كشه كه نصفش سوخته!

 

تركه تو عروسي خودش جو مي گيردش به عروس شماره مي ده

 

تركه كولر خونشون خراب ميشه به زنش ميگه چند دفعه گفتم 5 نفري جلوي اين نشينيد

 

تركه ميره جلوي آينه و چشماشو مي بنده. ميگن چرا اينكارو مي كني؟ ميگه: آخه مي خوام ببينم وقتي مي خوابم چه ريختي ميشم

 

تركه تو صف نونوائي بوده، بعد يهو دور از جون شما يه صداي گوزی ازش مياد! همه برميگردن بهش نگاه ميكنن. بعد با قيافه اي حق به جانب ميگه: والا با اين نوناشون

 

تركه و اصفهانيه و همدانيه مرحوم ميشن. اون دنيا ميرن جلو در بهشت، تا ميان برن تو يارو دربونه يك نگاه به پروندشون ميكنه، با لگد پرتشون ميكنه بيرون! خلاصه همينجور دم در بهشت ولو بودن، يهو همدانيه ميبينه دارن يه جنازه ميبرن تو بهشت، اينم بدو بدو ميره زير جنازه رو ميگيره و لااله‌الا‌الله گويان ميره تو. يك مدت ميگذره، اصفهانيه ميبينه يك جانباز داره با ويلچر ميره تو، اينم بدو بدو ميره پشت ويلچر رو ميگيره و ميره تو. تركه خيلي شاكي ميشه، هي دور و بر رو نگاه ميكنه، ميبينه پشت بهشت ساختمون سازي دارن، يك فرغون افتاده اون گوشه. خلاصه فروغون خالي رو ور ميداره ميره جلو در بهشت. دربونه ميپرسه: چيكار داري؟ تركه ميگه: كوري نميبيني مفقود الاثر آوردم

 

تركه بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگزاره: پست فطرت

 

تركه ميره مدرسه دنبال پسرش که اسمش ماشالا بوده. ميره طبقه ي اول، مي بينه روی یه تابلو نوشتن كه : محل نگهداري دانش آموزان با استعداد. از مسئولش مي پرسه: آقا بچه ما اينجاس؟ طرف ميگه: نه داداش. ميره طبقه ي دوم، مي بينه يه تابلو زدن كه روش نوشتن: محل نگهداري دانش آموزان متوسط. ميبينه بچش اونجاهم نيست. ميره طبقه ي سوم، مي بينه يه تابلو زدن كه : محل نگهداري دانش آموزان خنگ، كودن، كم حافظه ! با خودش مي گه حتما همينجاس. ميبينه بچش اونجا هم نيست. ميره طبقه ي چهارم، مي بينه يه تابلو زدن كه روش نوشتن: محل نگهداري ماشالا

 

تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو. تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوان حيوانه ديگه

 

باباي ترکه تو مستراح سكته ميكنه و مرحوم ميشه. ازاون به بعد، تركه تا ميرفته تو توالت يهو هاي‌هاي ميزده زير گريه. بعد از دو سه ماه، آخر يكي از رفيقاش شاكي ميشه و ميگه: مرد ناحسابی، آخه مگه توالت هم جاي گريه كردنه؟! تركه با بغض ميگه: آخه اينجا بوي بابامو ميده

 

تركه به دكتره ميگه: آقاي دكتر من صد سال عمر مي كنم؟ دكتره ميگه: سيگار ميكشي؟ تركه ميگه: نه. -مشروب ميخوري؟ -نه. –ترياك ميكشي؟ -نه. –غذاي چرب ميخوري؟ -نه. -اهل خان... –نه. دكتره ميگه: پس مرتيكه توي اين صد سال چه غلطي مي خواي بكني؟

 

يه روزي از روزا پسر ترکه ميره پيشه باباش ميگه: بابا چرا به ما ميگن خر! پدره با قيافه اي حق به جانب ميگه:برو يه قاشق با يه قابلمه بيار. پسره ميره و مياره. پدره به پسره مي گه: خب حالا دقت كن. بعد پدره قاشق رو مي زنه به قابلمه. يه دفعه پسره از جاش بلند مي شه ميگه: كيه در میزنه؟! .پدره ميگه خب حالا ديدي چرا به ما ميگن خر؟ پسره ميگه: آره .بعد پدره رو پسرش ميكنه ميگه: خب پسرم حالا اينارو بگير بابا بره درو باز كنه

 

تركه مادرزنش رو ميبره دكتر، دكتره ميپرسه: اين بنده خدا چه بلايي سرش اومده؟ تركه ميگه: زهر خورده. دكتره تعجب ميكنه، ميپرسه پس چرا سر و صورتش خوني ماليه؟! تركه ميگه: آخه لامصب به زبون خوش كه نميخورد

 

یه روز یه فارسه می ره تو اردبیل یه خر رو میکشه اونوقت ترکا می برنش دادگاه و به جرم قتل نفس دادگاهیش می کنن .

وبرای اون حکم اعدام در اتاق گاز رو صادر می کنن .

وقتی فارسه می ره تو اتاق گاز میبینه اتاق گازشون سقف نداره !...به یکی از اون ترک ها میگه مردتیکه نفهم این چه اتاق گازیه ؟ ترک بازی در آوردی؟!ترکه بهش میگه: وقتی که کپسول گاز خورد توی سرت اونوقت می فهمی

 

یکی می ره سی دی می خره وقتی می رسه خونه و بازش می کنه میبینه سوراخه می بره پسش می ده

 

ارمنی ها عادت دارن که با کت و شلوار دفن بشن . یه روز که یه ارمنی رو میخواستن دفن کنن کنار یه ترکی دفنش می کنن.بعد از یه مدت ارمنی به خواب یکی از بچه هاش میاد و میگه : بیا منو نجات بده! بچش میپرسه چرا؟ ارمنی می گه:آخه این ترکه هر روز صبح میگه من لختم تو که لباس داری بپر از سر کوچه دو تا نون بربری بگیر بیار

 

یه روز عبود با یه موتور تصادف می کنه.موقی که می خواستن خاکش کنن می بینن که از تو قبرش نور می زنه بیرون! همه تعجب می کنن و فکر میکنن که مثلا این یارو آدم خوبی بوده! بعد خاک ها رو میزنن کنار که ببینن چه خبره.بعدش میبینن که چراغ موتوره تو قمبل عبود جا مونده و روشن و خاموش میشه

 

یه ترکی یه شب خواب میبینه چند نفر کتکش میزنن.از شب بعد با رفقاش می خوابه

 

یه روز یزدی ها دور هم جمع میشن و میگن که چرا ملت واسه ما جک درست نمی کنن؟بعد تصمیم میگیرن که یه کار مسخره کنن که بقیه براشون جوک بسازن.بعدش همگی با هم میرن وسط کویر یزد یک سد خیلی بزرگ می سازن.و فکر می کنن که از فردا براشون جوک درست میشه!فرداش که بر میگردن پیش سد- میبینن که به اندازه چند تا اتوبوس عرب و ترک و لر و غیره اومدن بالای سد نشستن و قلاب به دست در حال ماهیگیری هستند

 

یه مردتیکه ای با یه قابلمه میره تو حسینیه برای گرفتن نذری و میشینه پای نوحه ملا.ملا هرچی نوحه سوزناک می خونه میبینه که مردک مثل سیب زمینی قابلمش رو تو بقلش سفت چسبیده و گریه نمی کنه!بعد ملا با لحن نوحه می خونه که: حالا یه چیزی بگم که یه جاییت بسوزه؟ مردک میگه بگو! بعدش ملا میگه: امشب حسینیه شام نمیده! بعد مرده میزنه زیر گریه

 

ملا بالای منبر داشته از خوبی های ازدواج می گفته! و صحبتش به اینجا می رسه ای مردم!زن بگیرید که زن چراغ خانه است!تا جایی که می توانید نور خانه تان را زیاد کنید! زن ملا که تو قسمت خانم ها بوده بلند میشه و با فریاد میگه که ای ملاآآآآآآآ ! هرگز نشه فراموش-لامپ اضافی خاموش

 

عبود میره مانور دفاع مقدس -بعد جو میگیرش و شهید میشه!!!

نظر یادتون نره!!!!!

 

 

نوشته شده توسط مصطفی | لينک ثابت | موضوع: |

جوک2006 

سلام دوستان عزیز

امروز براتون چند تا جوک جالب دارم امیدوارم خوشتون بیاد!!!

يه روز يه ترك گوني شن مي زاشته پشتش مي برده بالاي ساختمون .صاحب كارش دلش ميسوزه يه فرقون بهش ميده ميگه با اين ببر بالا . بعد از يك ساعت مياد از تركه مي پرسه كارت راحت شده يا نه. تركه مي گه اره ولي لاستيكش پشتمو اذيت مي كنه..

 

يه تركه شيرجه ميزنه توي استخر آب بعد از چند لحظه مياد بالا و نفس نفس زنان مي گه"عجب نفسي داشته اين كاشي كار"!

 

يه نفر زنگ ميرنه 125 ميگه : آقا 110 بفرستين بقيه اش رو هم آدامس بدين.

 

يه تركه رستوران ميزنه ورشكسته ميشه علت رو ميپرسن مي گه نهار و شام ميبندم ميرم خونه

 

پليس به تركه : مگه نمي دوني اينجا ماهيگيري ممنوعه ؟

تركه : ولي اينجا كه تابلو نزدين !

پليس : زود باش از آكواريوم بيا پائين !

 

تركه كلاس رقص باز ميكنه ........ورشكسته ميَشه......تحقيق ميكنن ميبينن شاباش ميداده :)

 

تركه از خواب مي پره پاش ميشكنه

 

يه روز يه تركه چراغ جادو پيدا مي كنه وقتي غول بيرون مياد مي گه 3 ارزو كن تركه ميگه:1_ يه پرايد2_ يه پرايد3_يه پرايد غول مي پرسه چرا؟ مي گه مي خوام بفروشم يه زانتیا بخرم

 

به تركه میگن از قفل فرموني كه خريدي راضي هستي مئگه اره خيلي خوبه فقط سر پيچ ها يك كم اذيت ميكنه

 

به تركه ميگن دو دو تا ؟ ميگه چهارتا . همه كف ميكنن ميگن ايول چه جوري حساب كردي ؟ ميگه با هم جمع كردم

به يه تركه ميگن اماماي معصوم رو ميشناسي ميگه آره . ميگن اسم ببر ميگه اسماً نه ولي قيافتاً ميشناسم

 به تركه ميگن اگه سردت بشه چه كار ميكني ؟ ميگه ميشينم كنار بخاري . ميگن اگه خيلي سردت بشه چه كار ميكني ؟ ميگه ميشينم رو بخاري . ميگن اگه خيلي خيلي سردت شد چي ؟ ميگه بخاري رو روشن ميكنم...

 تركه هيئت ميزنه روز عاشورا روي در هيئت مينويسه به علت شهادت امام حسين هيئت تعطيل است.

 تركه ميره مكه. وقتي برميگرده رفقاش ميپرسن: تعريف كن چجوريا بود؟ تركه ميگه:  باز خدا نبود، ملت همه تو حياط ولو بودن!

 

 

نوشته شده توسط مصطفی | لينک ثابت | موضوع: |